تبلیغات
امام رئوف - دل نوشته ها

امام رئوف
 
آمده ام شاه پناهم بده
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ

یا امام رضا(ع)

در دبستانهای جهان زنگ خفت به صدا درآمده است

آهو این بار از تونلهای مخوف مترو

از سالن ترانزیت فرودگاهها

از عرشه بزرگ كشتیها

از تابلوهای ۱۲۰ متری تبلیغاتی

از كشتزارهای نئون

از بزرگراه مركزی پایتخت به حرمت گریخته است

قاره ها در تصرف سیاه سرفه سیاستمداران رنج می كشند

شكارچی سیاست با بمب اندازهای وظیفه شناس

این بار شفاعتت را انكار كرده است.

حالا این چشمان خشكیده آهوست

از پشت پنجره هواپیماها و زندانها

از پشت لنز دوربینها و شیشه اتوبوسها

این صدای معصومه آهوست

مدفون در هیاهوی تبلیغ پفكها

خودروها

سسها و بانكها

این قالب در رهن مانده آهوست

كه هنوز هم به عشق شفاعت تو می تپد

حالا صداكن

آهوی سرگردان در قفس باغ وحشها

آهوی غرق شده در شیشه الكل آزمایشگاهها

آهوی تاكسیدرمی شده درموزه های حیات وحش را...

....................................................................................................................................


سلام آقای من ،

من همون  زائر غریبم که بار اول دارم به خونت میام ...

دیگه بارمو بستم می خوام بیام پیشت

آقا جون ، می خوام بیام به پا بوست ، آقا جون من فقط به امید زیارت توست که الان دست به قلم شدم و دارم می نویسم .

آقای من ! میدونی که چند ساله دلم داره پرپر می زنه که بیام پیشت ، اما هر وقت یه مشکل پیش میاد .

سال گذشته به خودم قول دادم که با پس اندازی که کردم دست مادرمو بگیرمو بیام به پابوست .

می خواستم مادر و سوار هواپیما کنم و بیام کنارت ، آخه اون دیسک کمر داره . می خواستم مادرمو ببرم بهترین هتل . می خواستم اولین زیارت عمرش پر از خاطره باشه . ( میدونی که دستم خالیه ... نمی تونم اونو به مکه بفرستم اما از برکت وجود تو ، زیارت تو برای ما مانند رفتن به خونه خدا شده )

اما بازم کارم گره خورد و پولمو خرج کردم . باز هم شرمنده خودمو  مادرم شدم .

اما ایندفعه ، کوله بارمو بستم . نذر کردم اگه دعوتم کنی بیام و چند روز و چند شب خودمو دخیل ببندم به ضریحت . می خوام چند روزی و که اونجا هستم از پیشت دور نشم . می خوام صداتو بشنوم . میخوام تو هم بیای دستتو روی سرمن بکشی .

آقا جونم ، هر بار که کسی سوغاتی از زیارت تو برام میاره انقدر خوشحال می شم ، انگار که زیارت من هم داره نزدیک میشه و خیلی امیدوار میشم .

آقا جون دیگه طاقت ندارم منو بطلب برای زیارتت .

آقا جونم ، دلم گرفته . از این همه گناه خسته شده ام ... توبه ، توبه ، توبه ...

دیگه خجالت می کشم از این رفتنها و آمدنهای بسیار

به تو پناه آورده ام ، ای آرام بخش دل بیمارم

میخوام بیام پیشت ، همه گناهامو اونجا جا بذارمو برگردم به شهرم ،

آقا جونم ، اگه نذرم ادا بشه ، قسم میخورم به عشق عاشقای بی ریارت که دیگه تکرار نکنم .

آقا جون اگه دوستم داری دعوتم کن . دسته رد به سینه ی من دردمند و بیچاره  نزن .

هر دمش با من دل سوخته لطفی دگر است

تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم

میدونم که آسمون حرمت هم ستاره بارونه ، فرشته ها هم همیشه و هر لحظه در حال گذر از آن جایند .پس دلمو پرواز میدم به صحن و سرات ،تا بازم آروم بگیرم ..

یا رضای غریب !


....................................................................................................................................

 التماس دعا







لوگوی دوستان

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای امام رئوف محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.